عطر زندگی بانو سین :)

عطر زندگی بانو سین :)

میان تمام تلاطم های این زندگی فقط همین بس که میدانم

هستی . . .

همیشه . . .

همین جا . . .

درست در کنار من !♡♡خدای مهربانم♡♡


انتَ القَویُ وَ انا الضَّعیف وَ هَل یَرحَمُ الضَّعیفُ الَّا القَویُ

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۹ آذر ۹۷، ۲۱:۰۸ - جناب قدح
    سلام

۵ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

n سال پیش,این روز,ساعت 8 صبح به دنیا اومدم....

الانم انقد خستم انقد خستم که نگووو....اصن دیشب که مهمان داشتیم و اینا و دیر خوابیدم...امروزم کله سحر بیدار شدم که همه جارو سامان بدم و غذا درست کنم چون دوستم میخواست به مناسبت تولدم بیاد خونمون....بعدشم ساعت 5 باهم کلاس داشتیم و رفتیم کلاس تاااا 8 ونیم....الان خواستم یه پست کوچولو بذارم و برم بخوابم...دارم میمیرم از خستگی...

دلژین باانوو,خیلییییی نبودت حس میشه...crying

رضی جااان,من فدااای محبتت عزیزمممkiss

 

 

  • soolin :)

دلژین جان لواشک درست کرد و دل من به اب و تاب افتاد این شد که رفتم 2 مدل لواشک زدم...laugh

یکی با الو قرمز و لیمو که یه کووچولو به تلخی میزنه چون گوشت لیمو رو انداخته بودم توش ولی تلخیش زیااد نیست چون لیموعه خیلیی کوچولو بود...

یکی دیگه هم زدم که با هلو و 3 قاشق رب انار و الوچه ترش...

هردوشون عاالی..

عکسو فقط نیگا میکنیااا دلت غش میکنه براش..

 

بعد اینکه 5 شنبه رفتیم دریاا....

اولش خیلیی گرم بود ولی بعد غروب افتاب یکم بهتر بود....هوا افتضااح شرجیه...ااه....دنپاییمو دراوردم که یه چیکه موج بزنه بهش حداقل خنک شم ولی  اب دریاا انقد گرررم بود...

جاتون خالی...

این عکسو برای اون دوستانی گرفتم که مثه خودم عاااشق دریا هستن...

 

 

  • soolin :)

چهارشنبه ی هفته ی پیش نوبت س ف ا ر ت داشتیم...

کمتر از دوماه دیگه از ا ی ر ا ن  م ی ر ی م....

هر روز که به رفتنمون نزدیک میشه حس میکنم دلتنگیم عمیق تر میشه...ینی همش از ذهنم این عبور میکنه که وقتی رفتم,تا لحظه ای که برگردم همش و هر لحظه دلم برای دیدن خانوادم...واسه سفت بغل کردنشون و بوسیدن صورت ماهشون تنگ میشه....اما رفتنو انتخاب کردم چون اینجا تنونستم به هدفم برسم.....امید به خداا

راستش این روزا حالم خوب نیس...

خیلی فکرم قروقاطیه....

حسابی اب روغن قاطی کردم...

 

*یه نکته ی مهمی رو باید تاکیید کنم که فقط خواستم خیلی خلاصه از اوضاع روحیم و اینده ی پیش رو صحبت کنم.یعنی نمیخوام سوالهای جانبی پرسیده بشه.خیلی متشکرم

 

دانلود آهنگ زندگی از هایده

چقد این اهنگ هایده رو دوسدارمممم.....واقعا بهم ارامش میده

  • soolin :)

کاش یه قرصی بوود.ادم میخورد و سریع اتفاقای ناجور زندگیش,تا 8 ساعت یادش بره....بعد اگه دلش میخواست,دوباره میخورد که هی یادش بره که هی یادش بره....

رفتم واسه خودم سلانه سلانه چای دم کردم و ریختم و گذاشتم روبرم که همونطور که میخونم,چای هم بخورم...ولی دارم بجاش هی غصه میخورم هی غصه میخورم.....

خوب شد الان متوجه اوضاع شدم...اره الان بهتر از بعدنه....

اون دوتااا,اون دوتااا,خدایااا....از دستم تنها کاری که برمیاد,دعا کردنه....برای اون دوتااا...برای خودم و امثال من که از این اتفاقای ناجور براشون افتاده و یا در اینده ی نه چندان دور میوفته....crying

  • soolin :)

اخرش این سرماعه خوب که نشد هیچ...منم زجرکش کرد که هییچ....تبدیل به سینوزیت شد خیر ندیده...اااه

واسه تولد صین هرچیی گشتم و گشتم که یه شال خوشرنگ و لعاب گیرم بیااد نیومد که نیومد...

رفتم براش کتاب بخرم....یه رمان خارجی خریدم ولی ترجمه شدش...میخواستم دوتا بخرم ولی از اونجایی که خودم تو این زمینه هییچ تجربه ای ندارم,به همون یدونه اکتفا کردم و خلااص....

بعدش خواستم گل هم بخرم براش...

صبح قبل کلاس رفتم دنبال گل,چندتا مغازه که بسته بود.اونیم که باز شده بودفقط  یه 4 تا گل رزهاش خوب بودن.دیگه گفتم بیچ که میخوام برم کلاس...پیچید و بردم....

وقتی دادم بهش بهش گفتم که شرمنده واقعااا دلم میخواست یه دسته گل نقلی پقلی و جینگیل پینگیل برات درست کنن ولی گلهاشون پژمرده بودواینا....

 

باید بگم اون کاغذ نقش و نگار دار زیرش هم,کاغذ کادوی این کتاب بود

 

 

نمیدونم چرا ولی این عکسه کج شد...حالا مهم نیسwink

 

  • soolin :)