عطر زندگی بانو سین :)

عطر زندگی بانو سین :)

میان تمام تلاطم های این زندگی فقط همین بس که میدانم

هستی . . .

همیشه . . .

همین جا . . .

درست در کنار من !♡♡خدای مهربانم♡♡


انتَ القَویُ وَ انا الضَّعیف وَ هَل یَرحَمُ الضَّعیفُ الَّا القَویُ

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۶ شهریور ۹۷، ۱۵:۴۱ - عبداله رضوی
    خوبه...
  • ۲۰ شهریور ۹۷، ۱۱:۴۳ - جناب قدح
    سلام

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

کلا ادمی نیستم که از لوازم ارایش استفاده کنم,یعنی اهل کرم پودر زدن و ریمل و خط چشم و مداد و رژگونه و این صوبتا نیستم...اما عااااشق رژ زدنم...

ینی کلاا ارایش همیشگی من فقط یه رژ زدنه وخلااص..البته اگه بخوام مهمونی برم یا یه جاییکه دیگه خیلییی بخوام چیسان فیسان کنم,یه ریمل و یه خط چشم میکشم و میرم...اصلا حووصله ی کرم پوودر و نمیدونم رژ گونه و اینارو هیچوقت نداشتم...

از بچگی وقتی به رژلبای مامانم  که نگاه میکردم,همیشه درشون باز میکردم و بوشون میکردم. دوسداشتم همشون مال خودم باشه...

مامانم فهمیده بود که چقد رژ دوسدارم.بخاطر همین بهم اجازه داده بود تو خونه,هروقت دوسدارم بزنم...

بزرگتر که شدم برام لب لو(labello) خریدن,مات و خوشبو....خیلی دوسشون داشتم...

دیگه بزرگتر بزرگتر شدم....الانم که هزار رنگ رژ و خط لب دارم...

رنگ رژ هم حتی برام ملاک نیست..مهم زدنشه!...اصلا عااشق بو و حالتشم...یه حس خاصی بهم میده که این حسو وااقعا دوسدارم...

انقد علاقم نسبت به رژلب زیاده که دوسدارم همیشه رژ زده باشم,چه تو خونه و چه بیرون...البته اینم بگم,به پاک شدنش حساس نیستم ولی کلا از خود رژ زدن خوشم میاد...

واقعا دوسدارم بدونم ایا کسی مثه من هست که شیفته ی رژ زدن باشه؟دوستان کیا مثه منن؟؟

 

 

 

  • soolin :)

روزا دارن استپ بای استپ میگذرن...

دارم سعی میکنم هم لذت ببرم,هم به کارای واجبم برسم....

ولی در همین حین گذر روزهارو کاملا احساس میکنم...

عاشق خنکی اردیبهشتم....

تو این روزاا شیراز عااااالیه....

چند روز پیش که میخواستم درمورد یه سفر خاص,رایتینگ بنویسم,درمورد شیراز نوشتم...

اصلا وقتی خاطرات اون سفر هرچند کوتاه ولی دوستداشتنی تو ذهنم مرور میشه,یه حس خوبی بهم دست میده...باغهای خوشگلی داره که اصن نگم براتون...yes

  • soolin :)

اگه بگم عاشق گلم  قطعا نمیتونید حد دوسداشتن منو درک کنید...

دوسدارم هر وقت که  از کنار گلفروشیه سر کوچه رد میشم,یه شاخه گل رز (حالا هر رنگی میخواد باشه یا حتی رنگارنگ هم باشه مشکلی نیست و) یا یه شاخه گل مریم از این گلفروشی که بنظرم گلهاش همیشه تازن , واسه خودم بخرم...

وقتی از کنار این گل فروشیه ردمیشمااا همش حس میکنم بوی زندگی میپیچه تو ریه هام ,بوی تازگی ,یه بوی خاص و دوستداشتنی....

هر دفه که دارم به این گلفروشی نزدیک میشم باخودم میگم  الان میرم تو مغازه,یه سلام بلند و بالا به اقای مغازه دار و گلهای دوستداشنیش عرض میکنم,بعد هم یه چرخ بزنمو گلای دور و برمو برانداز کنم..همون اولین گل رز یا مریمی که جلو چشمم هست بردارمش,با یه ژست خاصی بوش کنم و بعد از حساب کردن,سلانه سلانه رونه ی خونه بشم.گلدون خوشگلمو بیارم و گل رو بدازم توش,بذارمش رو اینه کنسول که عطر زندگیو تو خونمون بیشتر و بیشتر تر متشر کنه...

******************************************************

پنج شنبه عروسیه 2 تا دنتیست ها بود.من فامیل داماد بودم اما انگیزم برای رفتن به این عروسی فقط و فقط عروس بود...اخه چقد این ادم میتونه دوستداشتنی باشه؟اخه نباید قربونش رفت؟heart

خواهر عروس و همسرش بخاطر یه پروژه ی تحقیقاتی,اخیرا رفتن ایتالیا و تا کارشون تموم بشه مدت ها طول میکشه اما خب مشکل این بود که عروسیه خواهر اخریش که خیلیی دلش میخواست حضور داشته باشه نبود دیگه .اما یکی دیگه از خواهرای عروس با ایمو باهاش تماس گرفت و از بدو ورود عروس داماد تاااا رقص دوتایی و رقصای دیگه که ماها همه دورشون بودیمو داشت با ایمو میدید.عروس یه لحظه دستاشو گذاشت جلوی لبش و بوس فرستاد واسه خواهرش و کلی دوسداشتم و برام جاالب بود این قضیه .برای صین اینو تعریف کردم که خواهر عروس همه چیو داشت میدید و عروس کلییی براش میرقصید و اینا,بعد یهو بهم میگه: واااای نکنه وقتی ما رفتیم,یهو خواهرم ازدواج کنهههsurprise.بعد یهو سریع میگه نهههه حق نداره وقتی ایران نیستم ازدواج کنه...عه خب این اصلااا انصاف نیست.indecision

من فقط داشتم نگاش میکردم.چی بگم خب؟؟والااا

 

  • soolin :)

یه جمله نوشتم که حس کردم خیلی کلیشه ایه,بعد پاکش کردم.بدم میاد از حرفای کلیشه ای زدن.indecision

من زیاد نمینویسم چون درگیر کارهام و درسهامم و همچنین کشف کردن ادمی که قراره باهم به یه مقصدی برسیم.ولی عاشق اینجام و دوستای نازنینم.اگه تلگرام یا هرجای دیگه ای فیلتر بشه هییچ اهمیتی نداره ولی دوسدارم اینجا و شماها همیشه بمونید.عشق میکنم شماهارو میخونم.heart

نقاشیم همینجور نصفه نیمه کاره مونده و رمقم کم شده برای ادامش...انقد درگیریهای فکری زیادی دارم که...

ادل داره دااد میزنه تو گوشم و من یاد این میوفتم که دوستام میگفتن شبیه ادل هستم.جالب بود برام ولی زیاد هم شباهت نداریم.نمیدونم برچه اساسی اینو میگفتن...بگذریم..

  • soolin :)