عطر زندگی بانو سین :)

عطر زندگی بانو سین :)

میان تمام تلاطم های این زندگی فقط همین بس که میدانم

هستی . . .

همیشه . . .

همین جا . . .

درست در کنار من !♡♡خدای مهربانم♡♡


انتَ القَویُ وَ انا الضَّعیف وَ هَل یَرحَمُ الضَّعیفُ الَّا القَویُ

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

دلم واسه بوسیدن دستهاش تنگ شده...

يكشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۱ ق.ظ

دلم واسه بوسیدن دستهات تنگ شده مامان جان...

خدایا مواظبشون باش....نفس من به نفسشون بنده...

خدایا بهم این نیرو بده که تحملمو بتونم بالاتر ببرم.....کمتر دلتنگ بشم....کمتر از سختیا اذییت بشم....

خدایا ازت میخوام صبر و حوصلم بیشتر بیشتر بشه....

یه عالمه روزای سخت رو پشت سر گذاشتم...میدونم که یه عالمه روزای سخت دیگه هم تو راهن...پس باید صبور تر و باحوصله تر بشم....

3 سال پیش,روز عروسیه خالم,همینطوری این عکس گرفتم...

هچوقت فکر نمیکردم,الان,اینجا باشم و بخوام این عکس پستش کنم و بگمم چقددر دلم تنگ شده برام بوسیدن دستهات...

3سال دیگه,کجای زندگیم هستم؟؟!!!

شما چی فکر میکنید؟؟فک میکنید سه سال دیگه,کجای زندگیتون هستین؟؟....

  • soolin :)

نظرات  (۱)

  • جناب منزوی
  • سه سال دیگه رو کسی نمی دونه، ولی امیدوارم جای خوبی باشیم و همچنین در آرامش باشیم
    پاسخ:
    درسته ولی من منظورم این بود که حدس میزنید ۳ سال بعد،ایا اونجایی که میخواید هستید؟
    مثلا خودِ من،۳ سال پیش،هیچوقت تو ذهنم نمیگنجید که پاشم بیام اینجا و درس بخونم،حتی ۱ درصد هم حدسشو نمیزدم وگرنه این مسلمِ که هیچکس نمیدونه ۳ ساعت بعدش هم چه اتفاقی قراره بیوفته.:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی